ویکی نیکی

راهنمای هوشمند نیکوکاری

نوشته های کوتاه کمپین #راه_رو_باز_کن (بخش اول)

سید سینا قاضی :
همیشه وقتی توی ترافیک هستم و صدای آمبولانس یا آتش نشانی رو میشنوم، اول ناراحت میشم که یک هم وطن دچار مشکل شده و بعد عصبانی که چرا خودخواهی برخی در باز نکردن راه موجب دیر رسیدن آمبولانس و یا آتش نشان میشود.
#راه_رو_باز_کن کمپینی هست که بلکه وجدان آن دسته خودخواهان جامعه رو بیدار کنه.

 

سهیل پایدار :
امشب به چشم های خیس پسری فکر کنیم که پدرش زیر آوار نمی ماند اگر مردم به درخواست #راه_رو_باز_كن نیروهای امدادی گوش می دادند.

 

مجتبی سیاهپوش :
من كاري ندارم به سياست. ولي بهترين آتش نشانها و تجهيزات هم اگر بود يه همراه شهردار توكيو. مردم اگر راه و باز نكنند هيچي خاموش نميشه!!

 

میلاد عرفان پور :

طلوع ناگهان ها, زیر آوار
غروب قهرمان ها , زیر آوار
کماکان می تپد با عشق مردم
دل آتشنشان ها زیر آوار

رضا قربانی :
متاسفانه امروز دردهایی زیادی دل ما را هدف قرار داد. همه ما بارها دیده‌ایم وقتی آمبولانس یا ماشین آتش‌نشانی آژیرکشان درخواست باز کردن راه می‌کند چه بی‌شرمانه مسابقه جا گرفتن در پشت آمبولانس راه می‌افتد.
راه را باز کنیم.

 

بی نام :
آتش_نشان ها مثل گروه خونی O هستن، به دیگران کمک میکنن اما هیچ کسی غیر خودشون نمیتونه بهشون کمک کنه، آتش نشانی شغل نیست، عشق است

 

آیدا قجر :
اعدام می‌کنند می‌ریزیم تماشا، ساختمون میریزه بازم میریزیم تماشا، گوشه اتوبان تصادف می‌شه بازم می‌ایستیم به تماشا. ما تماشاگران خوبی هستیم.

 

خلیل تیموری:
دستان سوخته ات را می بوسم
برادرم
در این وانفسای لذت نفسانی
در این برهوت بی مردی
تو از نسل ابراهیمی
،که اینگونه جگر آتش را می دری.
دل یک شهر را بردی
و رفتی ...

 

مونا شاهی :
آن مرد آمد؟ خیر او رفت که رفت! هیچ وقت هم نمی آید ... او آرمان داشت! اخلاق داشت! معرفت داشت! اعتقاد داشت! شجاعت داشت! دل داشت! مادر داشت! پدر داشت! عشقی داشت! بچه داشت!
باور کن خیلی آرزو داشت!
اما تو! با ازدحامت، با راه ندادنت به ماشین امداد، با عکس یادگاری گرفتن کوفتی یک بار مصرفت همه آن داشتنهای خیلی قشنگ را پودر کردی!
ممنونم!
این انهدام و تخریب بزرگی است به اندازه خود پلاسکو!
به تو برای چنین دستاوردی تبریک میگویم تماشاچی عزیز!

 

اکبر رضایی شریف آبادی:
امروز پلاسکو فرو ریخت...
نه تنها پلاسکو که همه چیز در این مملکت فرو ریخت...
وقتی دنیا آوار شد بر سر ما ایرانی ها که مردم همیشه در صحنه راه نمیدادند که ماشین اتش نشانی و آمبولانس رد شود...
وقتی دنیا آوار شد ک یک عده داشتند در آن شرایط سلفی میگرفتند...
وقتی دنیا آوار شد ک مرگ امداد گر عادی شد...
وقتی دنیا آوار شد ک فیلم گرفتن از عذاب دیگران برایمان یک سرگرمی شد...
وقتی آوار شد که...
دیگر پلاسکو سایه ای ندارد...
هیچ اشکالی ندارد فیلم بگیرید...
فیلم بگیرید که دیگر برای آیندگانمان علامت سوال نباشد ک چرا به اینجا رسیدیم...
فقط شما را ب خدا با پلاسکو جوک نسازید...

 

فرزاد خندان :

از هموطنامون بخوايم رفتار درستي در مواجهه با بحران داشته باشن.

راه رو براي امداد باز كنيم حتي اگر فكر مي كنيم دارن با آمبولانس چلوكباب مي برن

راه رو براي امداد باز كنيم حتي اگر فكر مي كنيم راننده آتش نشاني آژير زده زودتر بره خونه

راه رو براي امداد باز كنيم حتي اگر فكر مي كنيم پليس اسكورت فلان شخصيته و براي كار واجبي نمي ره

راه رو براي امداد باز كنيم، شايد دارن مي رن خانواده خودمون رو نجات بدن

راه رو براي امداد باز كنيم، يكموقع نكنه مسئوليت جون يك نفر بيافته گردن ما

راه رو باز كنيم براي امداد...

 

فرورتیش رضوانیه :

با یک دسته گل به نزدیک‌ترین ایستگاه آتش‌نشانی رفتم، وارد اتاق نگهبانی شدم و آتش‌نشانی که مقابلم ایستاده بود را در آغوش کشیدم و زدم زیر گریه... من را روی صندلی نشاندند.

تلفن زنگ می‌خورد و خانواده‌های آتش‌نشان‌ها با دلهره از وضعیت نیروهای اعزامی از آن ایستگاه به ساختمان پلاسکو سوال می‌کردند.

آتش‌نشان‌های ایستگاه برایم یک لیوان آب آوردند و دلداری‌ام دادند.

به آنها گفتم که امروز از خبرنگاری استعفا می‌کنم.

اگر من کارم را بلد بودم، مردم بدون رعایت نکات ایمنی به کار و زندگی مشغول نبودند و از حوادث گذشته درس می‌گرفتند.

وقتی خبرنگاری به این معناست که فقط تعداد کشته‌ها و مصدومان را مخابره کنم و نمی‌توانم بگویم که هنگام وقوع زلزله در پایتخت چه اتفاقاتی رخ خواهد داد، نمی‌خواهم‌ خبرنگار باشم.

وقتی این همه بیکار و علاف در محل حادثه تجمع می‌کنند تا عکس و ویدئو بگیرند و روند امدادرسانی مختل می‌شود، نمی‌خواهم‌ خبرنگار باشم.

اکنون تصمیم خودم را گرفته‌ام.

از این لحظه به بعد، دیگر خبرنگار نیستم.

خبرنگار، آنهایی باشند که با خوشحالی خبر حضور شهردار محبوب‌شان در چهارراه استانبول را مخابره کردند و هیچ‌وقت از او نمی‌پرسند تاکنون برای افزایش ایمنی ساختمان‌های شهر چه ‌کرده است.

خبرنگار، آنهایی باشند که از مالکان ساختمان پلاسکو که به یازدهم سپتامبر آتش‌نشان‌های تهران تبدیل شد، نمی‌پرسند چرا این اتفاق رخ داده است.

 

محمد طباطبایی :

«آتش
همه چیز را سوزاند
لباس‌ها
اسکناس‌ها
و حتی انسان‌ها
آتش
همه را سوزاند
عشق اما
نه
شعله‌ور شد
حالا آتش‌نشان‌ها
کلمه‌ها را که در حرف‌ها ناگفته ماندند
بغض‌ها را که فرو خورده شدند
و مردها را که پا پس نکشیدند
ایستاده
از زیر آوار بیرون می‌آورند»

 

دسته ها: #راه_رو_باز_کن

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.